دبیر هیئت کبدی همدان استعفا داد

b_150_150_16777215_00_images_estefa.jpg

دبیر هیئت کبدی استان همدان در متنی استعفای خود را اعلام کرد.

به گزارش "همدان نیوز"، در متن استعفا آمده است:

«بسم الله الرحمن الرحیم
فَلَنَسْأَلَنَّ الَّذِينَ أُرْسِلَ إِلَيْهِمْ وَلَنَسْأَلَنَّ الْمُرْسَلِينَ
ضمن عرض سلام و تقدیم احترام خدمت جامعه ورزش و جوانان استان به ویژه مدیرکل محترم ورزش و جوانان جناب آقای دکتر سیفی، همکارانم در مجمع سمن های استان و برادر ارجمندم، سیدمصطفی موسوی، ریاست محترم هیئت کبدی استان همدان
به راستی چه کاری سخت تر از ترک موقعیتی است که در ابتدای امر آن را فرصتی برای ایجاد تحول و انجام اقداماتی موثر و ماندگار می دانستیم؟
سالهاست در هر موقعیتی قرار گرفته ام، چیزی جز رضای خدا و تلاش برای رفع گره ای از کار این جامعه ی مظلوم و مغفول مانده ورزش و جوانان را نخواسته ام و نخواهم خواست؛
پیش از این اگر در گوشه ای مشکلی بود، در گوشه ی دیگر مشکل گشایی بود!
اما مدتیست علیرغم امیدواریمان با سرکارآمدن مدیرکل جدید، تنها شاهد سر و صدا بوده ایم و وعده هایی رنگارنگ و دریغ از ذره ای اقدام...
تشنگی تعهد و وفای به عهد توسط مدیران، کار را به جایی رساند که امروز تصمیمم بر ترک این خانواده است و تقدیر اینگونه رقم خورد که برای بیان گلایه هایم به برگه ی استعفا نامه ی خود پناه ببرم که شاید تنها و حتی آخرین راه رساندن حرف های شنیده نشده مان به گوش کسانی باشد که خود را به خواب زده اند ...
استعفا می دهم از دبیری هیئت کبدی استان همدان، چراکه علیرغم تمام تلاش های شبانه روزی رئیس و کادر اجرایی هیئت پس از یک سال از سمت اداره کل جز وعده ی سالن ورزشی چیزی بدست نیامد و هرچه بدست آمد، حاصل هزینه ها و آورده های شخصی افراد بویژه ریاست محترم هیئت بود و این روند وعده دادن، ظاهرا ادامه دار است؛ نه فقط این موضوع و نه فقط این هیئت، جامعه ورزشی استان هنوزهم از فقدان عدالت و بینش مدیریت رنج می برد؛ تقسیم منابع ناعادلانه و تطمیع همگان با وعده های پوچ و پر زرق و برق جان ورزش را خسته و رنجور ساخته و من پس از سالها حضور در این عرصه، واقعا تاب آن را ندارم که در این سیستم باشم و جز شهادت بر این موضوعات، کاری از دستم ساخته نباشد و بازیچه دخالت های مستقیم برخی مسئولین در تمام امورات هیئت ها باشم ! ظاهرا فراموش کرده ایم هیئت ها تشکیلات استانی فدراسیون ها بوده و در برخی مسائل دارای استقلال مدیریتی و اجرایی هستند ...
استعفا می دهم از عضویت در مجمع سمن های استان، چراکه باوجود موفقیت نسبی در ارائه طرح و پیگیری موضوع زمین 680 هکتاری مسکن جوانان توسط شخص بنده و موفقیت در اختصاص ظرفیت مناسبی از فرهنگسراها برای بهره برداری سمن ها با کمک همکارانم، فاصله بسیار زیادی با آنچه مطلوب است و آنچه حق است حس می کنم؛ فاصله ای که با مدیریت موجود بعید است به این زودی ها حل شود و تنها داغیست که هر لحظه تازه می گردد؛ مجموعه ای که با مدیریت غلط سیستم را به گونه ای پیش برده که هنوز برای اخذ شناسه که امری ساده و روالی از پیش تعیین شده دارد، بسیاری از سمن ها دچار مشکل هستند و از سوی دیگر، در تقسیم منابع مالی و واگذاری طرح ها حقوق سایرین رعایت نشده و همه چیز به چند مجموعه خاص محدود شده است ...
استعفا می دهم از مشاوری مدیرکل، چراکه در این مدت نشان و رنگ و بویی از تاثیر گفتمان مشورت محور در عملکرد ایشان دیده نشد؛ آنچه تجربه شد، خرد شدن شان و منزلت واژه مشاور بود که هرجا فرصتی بود افراد را به عنوان مشاور جذب کردند و دریغ از برنامه ای مشخص و مدون برای حضور اینها، مشورت اینها، تاثیر اینها، فعالیت اینها و ...
شخصا بعنوان یک مشاور، حسرت مشخص بودن آنچه باید اتفاق بیافتد بردلم ماند و تنها گلایه های جامعه تحت پوشش سهم مان شد که هرجا ضعفی دیدند به حساب مشاورانی انداختند که صدایشان به جایی نرسید و گفتند احتمالا کار با مشورت اینهاست که اینگونه پیش می رود ...
شعار خوبست! آری ...
بگوییم مشاوران جوان داریم اما مشروط بر اینکه جامعه جوان ما بخصوص همان مشاوران، فاصله ای طولانی بین خود و مدیران نبینند و هر از چندگاهی هم که شده، اثری از طرح ها و خواسته ها در عمل به چشمشان بیاید...
بگوییم پرسنل اداره در هیئت های ورزشی نباشند تا در تقسیم منابع و مدیریت فضاهای ورزشی اشکالی وارد نشود و صد البته در عمل ببینیم که این اتفاق افتاده، نه اینکه پس از ماه ها هنوزهم برخی هیئت ها یا در دست پرسنل اداره باشد، یا بازنشستگان تشنه خدمت (به قول خودشان) و یا دوستان نزدیک برخی آقایان که از هیچ تلاشی برای نشاندن نزدیکانشان بر صندلی ریاست هیئت ها، حتی به بهای تخریب دیگران و مهندسی رمزآلود انتخابات، دریغ نمی کنند...
بگوییم حامی جوانان هستیم اما درعمل ببینیم این جوانان فقط در کارزارهای سیاسی محبوب هستند و علیرغم سو استفاده برخی مدیران ورزشی از ظرفیت های آنان در رقابت های انتخاباتی، هیچ تذکری دریافت نکنند و پس از پایان رقابت ها، باز جوانان به سکونت در پوشه های سرد و بی روح بایگانی هیئت ها و سمن ها خلاصه شوند ...
استعفا می دهم تا حداقل پیش خدای خودم سربلند باشم که اگر توان مقابله با سو مدیریت ها را نداشتم، هم سفره ظلم هم نشدم؛
استعفا می دهم و می روم تا بیش از این شرمنده دوستان عزیزم در سازمان های مردم نهاد و هیئت های ورزشی نباشم...

حمید رحیمی»